سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
315
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » « 1 » آنگاه عرض كرد : « خداوندا اينان به حق اهل بيت منند » و اين حديث مشتمل بر فضيلت حسين و ديگر اهل بيت است . ( 1 ) احمد در « فضائل » از قول على بن حسين و او از پدر و از جدّش نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) دست حسن و حسين ( ع ) را گرفت و فرمود : « هر كه مرا دوست دارد و اين دو ، و پدر آنها را دوست بدارد ، روز قيامت با من در درجهء من خواهد بود » . ( 2 ) ابن سعد در « طبقات » از يعلى بن عبيد اللّه بن وليد و او از عبد اللّه بن عبيد بن عمر نقل كرده مىگويد : حسين ( ع ) بيست و پنج مرتبه پياده به حج رفت در حالى كه شترانى همراه او برده مىشدند ! ( 3 ) و نيز ابن سعد نقل كرده است كه حسين ( ع ) روزى در حالى كه عمر روى منبر رسول خدا ( ص ) خطبه مىخواند رو به او آمد و فرمود : « از منبر پدر من پايين بيا ! » عمر او را در بغل گرفت و پهلوى خودش نشاند و گفت : آيا جز پدر تو مويى بر سر ما رويانده است « 2 » ! ( 4 ) عكرمه از قول ابن عبّاس مىگويد : عمر ، حسن و حسين را دوست مىداشت و آنها را بر فرزندان خود مقدّم مىداشت ، روزى اموالى تقسيم مىكرد ، به هر كدام از حسن و حسين ده هزار درهم داد و به پسرش عبد اللّه هزار درهم ، پسرش به وى اعتراض كرد و گفت : تو سابقهء مرا در اسلام و هجرت مرا مىدانى در حالى كه اين دو پسر را بر من برترى مىدهى عمر گفت : واى بر تو اى عبد اللّه ، تو جدّى مثل جدّ آنها و پدرى مثل پدر آنها و مادرى مثل مادر آنها و مادر بزرگى چون مادربزرگ آنها و خالويى چون خالوى آنها و خالهاى چون خالهء آنها و عمويى مثل عموى آنها و عمهاى چون عمهء آنها براى من بياور ! جدّ آنها رسول خدا ( ص ) پدرشان على ، مادرشان فاطمه و جدّهشان خديجه و دائيشان ابراهيم پسر رسول خدا ( ص ) و خالهشان زينب و رقيه و ام كلثوم و عمويشان جعفر بن ابى طالب و عمهشان ام هانى دختر ابو طالب است .
--> ( 1 ) احزاب ( 33 ) ، آيهء 33 : ارادهء خداوند بر اين تعلق گرفته است كه از شما اهل بيت پليدى را ببرد و شما را پاك پاك گرداند . ( 2 ) احتمالا مقصود عمر اين باشد كه ما هر چه داريم به طفيل پدر تو ( رسول خدا ( ص ) ) است - م .